مسافر

+ مونس جان جمعه 24/6/1385 ساعت 7:48 عصر

از ديشب نيت کرده بودم  گفتم اولين جمعه ست   بايد برايش بنويسم .اما از صبح درگيرم  اما دلم نمياد اين اولين جمعه بگذره  وسري به من نزني .اره درست فهميدي ميخوام  خودمو  يا بهتر بگم وبلاگ ونوشته هامو بيمه ي شما کنم.      


بزرگوار  دوباره شروع کردم به عشق تو و براي تو . ميدونم  که ميدوني . منو  درياب  منم  همون گداي قبلي اما اين بار دلشکسته تر .ميترسم بگم نااميدتر . تو خودت واقفي.ميدوني بزرگوار   همين الان به ذهنم رسيد  اگه فراموشم کرده بودي  مگه ميشد حالا که 2ساعتي از غروب جمعه گذشته  بتونم از تو بنويسم نه محال بود . ميدونم.


دل من در هوس روي تو اي مونس جان                     خاک راهيست که دردست نسيم افتادست


همچو گرد اين تن خاکي نتواند برخاست                  از سر کوي تو زانرو که عظيم افتادست


    


نوشته شده توسط: شازده کوچولو


ِْليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[15/5/1387- 12:41 ع] تسليميم ،تسليم
[6/4/1387- 10:28 ص] 29 خرداد، نه ! يک روز غريب!
[8/10/1386- 7:28 ع] تولدت مبارک مسافر!
[1/6/1386- 8:4 ع] رحم کن!
[30/5/1386- 9:53 ع] ؟؟؟؟
[30/5/1386- 11:29 ص] فقط يه معجزه!
[26/5/1386- 2:21 ص] چشمک فقط براي تو
[18/5/1386- 12:55 ص] و من مسافر قايق هزار ها سال است
[2/4/1386- 8:19 ع] شروع
[27/12/1385- 3:51 ع] يه بار ديگه سلام
[13/12/1385- 11:8 ص] با کلي حرف دوباره امدم
[4/10/1385- 9:31 ع] عروسک تو
[26/8/1385- 9:22 ع] عجيب قاطيم
[17/8/1385- 11:10 ع] اين روز ها چقدر دلم براي اسمان تنگ شده
[2/7/1385- 8:33 ع] سلام خودم
[همه عناوين(17)]

خانه
مديريت
پست الکترونيک
شناسنامه
 RSS 
 Atom 



:: کل بازديدها ::
1285


:: بازديدهاي امروز ::
3


:: بازديدهاي ديروز ::
3



:: درباره من ::

مسافر

:: دوستان من (لينک) ::

مشق نام ليلي
عينکي
bulk
آقا طيب
سايت رسمي توپ


:: خبرنامه ::

نام:

ايميل: