مسافر

+ رحم کن! پنجشنبه 1/6/1386 ساعت 8:4 عصر

وقتي يادت ميوفته کجاي اين عالم ايستادي     تازه به نانو بودن خودت بي مي بري  وقتي تو ,خليفه ي خدا ,روي زمين اينقدر کوچيکي ديگه گيروگرفتاري هات ميون اين همه عظمت گم ميشن .


 اگه اراده کوچيکه ي خدا  بشه  تولد  يه کهکشان!


اگه  خدا  گفته واسه  ازار مورچه  بازخواستت مي کنم!


 اگه امتحان خدا   يعني دارم نگات ميکنم!


اگه نگاه يعني دوستت دارم!


منه نانو, ميخوام خدايي که به ازار مورچه هم راضي نميشه  امتحانم کنه  که نگام کنه  که بدونم دوس. ...  


 چون مي دونم اراده کوچکش...


بس  بيا امتحان کن !حتي اگه سخت بگيري  اما خداي رحم کننده به مورچه, من ميون عظمت عالمت از نانو هم کوچيکترم !  بيا وبه من ,به ما  رحم کن توي روزهايي که  سخت اما شايد شيرين  داري نگامون  ميکني!


 


نوشته شده توسط: شازده کوچولو


ِْليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[15/5/1387- 12:41 ع] تسليميم ،تسليم
[6/4/1387- 10:28 ص] 29 خرداد، نه ! يک روز غريب!
[8/10/1386- 7:28 ع] تولدت مبارک مسافر!
[1/6/1386- 8:4 ع] رحم کن!
[30/5/1386- 9:53 ع] ؟؟؟؟
[30/5/1386- 11:29 ص] فقط يه معجزه!
[26/5/1386- 2:21 ص] چشمک فقط براي تو
[18/5/1386- 12:55 ص] و من مسافر قايق هزار ها سال است
[2/4/1386- 8:19 ع] شروع
[27/12/1385- 3:51 ع] يه بار ديگه سلام
[13/12/1385- 11:8 ص] با کلي حرف دوباره امدم
[4/10/1385- 9:31 ع] عروسک تو
[26/8/1385- 9:22 ع] عجيب قاطيم
[17/8/1385- 11:10 ع] اين روز ها چقدر دلم براي اسمان تنگ شده
[2/7/1385- 8:33 ع] سلام خودم
[همه عناوين(17)]

خانه
مديريت
پست الکترونيک
شناسنامه
 RSS 
 Atom 



:: کل بازديدها ::
1284


:: بازديدهاي امروز ::
2


:: بازديدهاي ديروز ::
3



:: درباره من ::

مسافر

:: دوستان من (لينک) ::

مشق نام ليلي
عينکي
bulk
آقا طيب
سايت رسمي توپ


:: خبرنامه ::

نام:

ايميل: